ابراهيم اصلاح عربانى

208

كتاب گيلان ( فارسى )

وى در بيانات خود سلسله قاجار و امپرياليسم انگليس را شديدا مورد حمله قرارداد و ضمن تجليل از ميرزا كوچك خان به قيام مزدك و اقدام شجاعانه ميرزا رضا كرمانى قاتل ناصر الدين شاه و همچنين نهضت مشروطيت و قيام ژاندارمرى اشاره كرد و سخنان خود را با شعارهاى زنده باد ارتش زحمتكشان روسيه و زنده باد ميرزا كوچك خان پايان داد . نطق احسان الله خان در جمعيت تأثير نامطلوبى بخشيد و موجب شد كه از آن‌پس وى به عنوان يك بهائى ، مزدكى و بلشويك معروف گردد . بعد از احسان الله خان ميرزا رشته سخن را به دست گرفت و طى نطق كوتاهى تأكيد كرد كه از شخصيت ، ثروت ، عصمت و دين ايرانيان دفاع خواهد كرد . ميرزا آنگاه به منزل مدير الملك رفت « 26 » و فرداى همان‌روز كميته مختلطى از اعضاء ايرانى و روسى براى اداره امور انقلاب به شرح ذيل معرفى شد : ميرزا كوچك - احسان الله دوستدار - مير صالح مظفرزاده - حسن اليانى ( معين الرعايا ) - گائوك آلمانى به نام ايرانى هوشنگ - كارگاريتلى معروف به شاپور - كاژانوف فرمانده قواى شوروى در ايران - كامران آقايف عضو حزب عدالت باكو . « 27 » در اين‌روزها گيلان و مخصوصا رشت و بندر انزلى در حالت انتظار و بلاتكليفى به سر مىبرد . كميته انقلاب بلافاصله سازمانهاى دولتى را تحويل نگرفت و امور مربوطه در خانه‌هاى مصادره شده انجام مىيافت ؛ مأمورين دولت غالبا در محل كار خود حاضر نمىشدند فقط ركن الدين مختار رئيس شهربانى ، فتحعلى خان رئيس ژاندارمرى و كاپيتان بولاتسل رئيس آترياد قزاق همچنان به انجام وظائف خويش مشغول بودند . دكانها و بازارها به حال نيمه تعطيل درآمده بود . ميرزا احمد خان حاكم گيلان هرروز با ميرزا كوچك خان ملاقات كرده از او نظرخواهى مىكرد . روز شانزدهم خرداد 1299 مردم گيلان شاهد دو واقعه مهم بودند : يكى حضور جنگليها در چله‌خانه رشت و ايراد نطقهاى انقلابى بر سر مزار دكتر حشمت و ديگرى اعلام حكومت جمهورى شوروى ايران « 28 » از سوى جمعيت انقلاب سرخ ايران . در چله‌خانه بر سر مزار دكتر حشمت ابتدا ميرزا كوچك خان صحبت كرد . وى طى نطق كوتاهى قرارداد وثوق الدوله را مورد انتقاد شديد قرار داد و از خيانت رجال ايرانى بحث كرد ؛ سپس به شهادت دكتر حشمت يار صميمى خود پرداخت و ضمن تجليل از او گفت : اين ضايعه براى ما بسيار گران و غير قابل تحمل بود . از خداوند مىخواهيم ما را موفق بدارد كه تقاص خونش را از جلادان خون‌آشام بگيريم . سپس احسان الله خان رشته سخن را به دست گرفت و نطق خود را با اين بيت شعر آغاز كرد : ديدى كه خون ناحق پروانه شمع را * آنقدر امان نداد كه شب را سحر كند ناطق پس از آن‌كه به روح شهداى آزادى درود فرستاد به تشريح جنايات انگليسيها پرداخت و گفت : حالا نوبت انتقام فرارسيده است و وقت آن است كه دوش‌به‌دوش ارتش كارگران و دهاقين شوروى كه رژيم جبار سيصدساله را سرنگون ساخته‌اند عليه دشمن مشترك بجنگيم و خائنين مملكت را به دار بياويزيم و طومار حيات سراسر خدعه و تزوير و خيانتشان را درهم نورديم . ما به شعارهاى مردم‌فريب خط بطلان كشيده‌ايم . تهران مركز فساد و مأمن دزدان سياسى و جاى تحريكات انگليسيهاست ، اقامتگاه خائنينى است كه مملكت را براى بيگانه قباله كرده‌اند . ما بايد اين مركز فساد را بر روى دزدان خراب كنيم و انتقام خون شهيدانمان را از جباران داخلى و خارجى بگيريم . در همين روز ميرزا كوچك خان از بالكن عمارت كارگزارى رشت تأسيس حكومت جمهورى شوروى ايران را به اطلاع عموم رسانيد . ميدان كارگزارى مملو از جمعيت بود ؛ طبقات مختلف مردم حتى قزاقها ، ژاندارمها ، پاسبانها و رؤساى آنها از جمله ركن الدين مختار رئيس نظميه ، كلنل فتحعلى خان رئيس ژاندارمرى و كاپيتان بولاتسل رئيس آترياد قزاق نيز حضور داشتند . ميرزا كوچك خان طى بيانات مختصرى به نام جمعيت انقلاب سرخ ايران اصول سلطنت را در ايران ملغى و تأسيس جمهورى شوروى ايران را اعلام كرد ؛ سپس اعلاميه رسمى جمعيت بدين‌شرح قرائت شد : هو الحق فرياد ملت مظلوم ايران از حلقوم فدائيان جنگل هيچ قومى از اقوام بشر به آسايش و سعادت نائل نمىگردد و به سير در شاهراه ترقى و تعالى موفق نمىشود ، مگر به حقوق خود واقف گشته و كاملا ادراك كند كه خداى متعال همه آنها را آزاد آفريده بنده و ذليل همديگر نيستند و طوق بندگى يكديگر را نبايد به گردن بياندازند . همچنين به ابناء جنس خود حق ندارند حاكم مطلق و فعال مايريد باشند . تمام انبيا و اوليا ، مقننين و بزرگان ، جميع فلاسفه و حكما ، همه سوسياليستهاى سابقه و حاليهء دنيا ، كليه غمخواران جنس بشر هركدام به نوبهء خود در اين عالم ظهور نمودند كه همه افراد انسان را از مزاياى اين حق مشروع طبيعىشان آگاه كنند . با اين كيفيت ، يك دسته از اصناف مخلوق كه به صورت انسان و به سيرت از هردرنده‌اى بيرحم‌تر و قسى القلب‌تراند ، به نام پادشاه ، وزير ، حاكم ، رئيس و امثال آنها جهت شهوترانى و آزار انسانى ، به هرطريق غير مشروع بىرحمانه‌اى به ابناء جنس خود مسلط شده ، به جان و مال و ناموس و همهء هستى و ماحصل زندگى و جميع فوايد حياتى آنها دخالت كرده ، راحت خود را در زحمت مردم ، بقاى خود را در فناى مردم ، لذت و كامرانى خود را در رنج و ناتوانى مردم دانسته ، بلكه بالاتر خلقت خود را فوق خلقت سايرين تصور كرده و مىكنند ، نه به كتب آسمانى وقعى نه به قوانين و نصايح انسانى وقرى ، نه به درماندگان مسكين و رنجبران بيچاره ترحمى . صفحات تاريخ ، فجايع طبيعت

--> ( 26 ) . ابراهيم فخرائى در كتاب ميرزا كوچك خان سردار جنگل مىنويسد منزل امجد السلطنه كه درست نيست و منزل متعلق به مدير الملك پدر امجد السلطنه بوده است . ( 27 ) . گريگور يقيكيان از اين كميته به نام كميته انقلاب سرخ ايران نام مىبرد كه اعضاى آن بنابر آنچه وى در يادداشتهاى خود نقل مىكند عبارت بوده‌اند از : ميرزا كوچك رئيس كميته - احسان الله فرمانده ارتش سرخ انقلابى - گائوك رئيس امور كميته - مير صالح مظفرزاده - حسن آليانى - كاژانوف فرمانده قواى روسيه در ايران . ( 28 ) . منظور ، حكومت جمهورى شورائى است .